تبليغاتX
سوز دل من

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

سوز دل من

عاشقانه و عارفانه


نازنینم تو پا به 7 سالگی گذاشتی . می خواهم چند کلامی با تو حرف بزنم . نمی دانم کی خواهی توانست خودت این نامه را بخوانی ولی تا آن روز خودم هروز برایت دیکته می کنم . تا وقتی نامه را می خوانی خودت مابقی اون رو بنویسی.

 

وقتی به روز تولدت نزدیکتر می شوی همیشه شادمانی می کنی ولی من از اینکه تو به دنیای بزرگترها نزدیکتر می شوی می هراسم . دنیای که می خواهم برایت تشریح کنم و تو با تمام آگاهی از آن واردش شوی .

 

نازنینم ، دنیای ما بزرگترها دنیایی ست پراز آدمهای رنگارنگ . پراز حیله و فریب . دنیایی که با تمامی لذت و شیرینیش بسیار ترسناک است . سعی کن در این دنیا به کسی اعتماد نکنی . خنجری که ازپشت وارد تن نازت می کنند آنچنان در اعماق وجودت نفوذ می کند که بدون آنکه خودت متوجه باشی از دست می روی.

کودکم . دلبندم . می گویند که دختر بچه مادرش را الگوی خودش قرار می دهد . اما من از تو می خواهم راه فاطمه را برگزین . راه درست زندگی کردن تو فقط راه اوست . فاطمه گونه زندگی کن تا همیشه انگشت نمای جمع باشی . سعی کن موفقیت را هدف زندگیت قراردهی با آن پیش روی . آرزو دارم تورا دربلندترین جایگاهها ببینم . حاضرم بخاطر تو از هر چیزی در زندگی بگذرم . اما تو همیشه خوشبخت و شاد و موفق باشی. عزیزم دوست ندارم روزی برسد که تو دیگر از صدا کردن من به عنوان مادرشرمسار باشی و دوست ندارم من باعث خفت و خواری زندگیت باشم . دوست دارم تمام وجودم را فدایت کنم و تمام کارها و سختیها را انجام دهم تا تو همیشه سربلند در بین دوستانت باشی. خانواده کوچک سه نفره ای که گرمای صمیمیتش هر غریبه را مدهوش کند . خوشبختی تو خوشبختی من است .

هر روز که نگاهت می کنم نگاه معصومت مرا با خدا آشنا می کند . با وجود تو فقط امید به زندگی در وجودم نقش می بندد . از نفسهای توست که من نفس می کشم . صدای تپش قلبب کوچکت آرامش بخش قلب شکسته و تن خسته ام می باشد . کودکم . تک ستاره وجود من سعی کن با مادرمثل یک دوست باشی . قول می دهم در تمام سختیها و مشکلات در کنارت باشم . افسانه وجود من با دیده باز به اطرافیانت نگاه کن . نگذار رنگ پلیدی در وجودت ریشه اندازد . نگذار گرگهای انسان خو خودشان را در قلب و در زندگیت جای دهند . این دنیا دنیای امتحان و آزمایش است .زندگی اصلی ما در دنیای دیگری است .

نگذار در دنیای دو روزه ای که زنده ایم . مشکلات در وجودت حمله ور شوند . تو می توانی . می دانم و پی به وجود تو برده ام . تو باهوش و پر از انرژی هستی . سعی کن همیشه ازانرژیت در راه درست استفاده کنی. همانگونه که از همان کودی در گوشت زمزمه کرده ام تو باید به درجات عالی برسی . اینبار دیگر نوبت توست که دست مرا بگیری و کمک من باشی . آری آن روز تنها آرزویم دیدن خوشبختی و موفقیت توست . دوست دارم فقط چشمانم را به روی هم بگذارم و آرام و راحت بخوابم . دیگر هیچ نگرانی لز تنها گل زندگیم از تک ستاره وجودم نداشته باشم . آنقدر از تو مطمئن باشم و بدانم که از پس مشکلاتت بر می ایی . بدانم که آنقدر فهمیده و زرنگ شده ای که نمی گذاری در زندگی تورا به بازی بگیرند . آن روز روز خوشبختی من است .

زیبایم زندگی فقط مادیات نیست. فقط پول و آرایش  و لباس شیک پوشیدن نیست . خدای زندگیت را هیچ گاه فراموش نکن. با او باش و بدان هرلحظه کنار توست . حتی مهربانتر از من و پدرت . همیشه پاسش بدار. هرلحظه که می گذرد در برابر درگاهش سجده شکر به جا آور. بدان که از اجدادمان نقل قول شده که شکر نعمت ، نعمتت افزون کند .

عزیزم ، زیبای زندگی مادر سالروز تولدت و ورودت به زندگی رابه تو ، خودم و پدرت و کسانی که دوستت دارند تبریک می گویم . به داشتند تو همیشه افتخار می کنم و سجده شکر به جا می آورم . برایت آرزومند روزهای خوب و شاد و پراز موفقیت هستم .

 

                                                                             دوستدارابدی تو : مادرت

شنبه ششم تیر 1388 توسط افسوس |

برایم دعا کنید ...

شنبه دوم خرداد 1388 توسط افسوس |

خدایا من از درد بی دردی به که نالم ! با زبان بی زبانی به که گویم ! به که نالم به که گویم که دردم درد آزاری است . دردمبهم ...

دردگنگ درد بی دردان است . به که گویم دلم داغون ، اشک ریزان می نالد .

ناله به که کنم . به که گویم با که همدرد باشم و با که هم سخن ...

درد من بی سخنی است . درد سکوت پر از هیایو . درد ی نهان در وجودم . قطره های ناله ها درتمام وجودم چکیده اند . با خونم درآمیختند . دیگر ناله از چهره ام آشکار است . غم از چشمانم جاریست . می زدایم . دوست ندارم ببینند . بدانند اما نمی دانم تا کی تا چه زمان ...

ناله و افسوس و فغان را چه بنامم . چه کنم . کجا حبس کنم تا کسی نداند . دردبی دردیم چیست ؟

درد نالهایم . نالهای آرام و بی صدایم کجا مفقود شده ؟ چرا دلم را می سوزاند ...

می دانم . می بینم . اما باز می خواهم که ندانم .شاید باورتان نشود من خود را گم کرده ام . خودم درخودم مفقود شده ام . نمی یابم دروجودم گم شده ام . خدایا به فریادم برس . فقط توئی درمان بی دردی هایم . فقط توئی همدم و مونس من . خدایا به فریادم رس ...

 

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 توسط افسوس |

خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بود يادگاري

صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوسش نداري

خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي

بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي

خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا

مي سوزونه گاهي قلب و زهر تلخ بعضي حرفا

خيلي سخته اون كسي كه اومد و كردت ديوونه

هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه

خيلي سخته اگر عمر جادوي شعرت تموم شه

نكنه چيزي كه ريختي پاي عشق اون حروم شه

خيلي سخته اون كه مي گفت واسه چشات مي ميره

بره و ديگه سراغي از تو ونگات نگيره

خيلي سخته تا يه روزي حرفهاي اون باورت شه

نكنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

خيلي سخته كه عزيزي يه شب عازم سفر شه

تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه

خيلي سخته بي بهونه ميوه هاي كال رو چيدن

بخدا كم غصه اي نيست چن روزي تو رو نديدن

خيلي سخته كه دلي رو با نگات دزديده باشي

وسط راه اما از عشق يه كمي ترسيده باشي

خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني

از خودت مي پرسي يعني مي شه اون بره زماني؟

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي

اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جدا شي

خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه

بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اون رو ببينه

خيلي سخته كه ببينيش توي يك فصل طلايي

كاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي

خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه

چقدر از گريه اون شب چشم تو سرش شلوغه

خيلي سخته و قشنگه آشنايي زير بارون

اگه چتر نداشته باشي توي دستا هردوتاشون

خيلي سخته تا هميشه پاي وعده ها نشستن

چقدر قشنگه اما واسهي كسي شكستن

خيلي سخته واسه ي اون بشكنه يه روز غرورت

اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت

خيلي سخته بودن تو واسه ي اون بشه عادت

ديگه بوسيدن دستات واسه اون نشه عبادت

خيلي سخته چشماي تو واسه ي اون كسي خيسه

كه پيام داده يه عمر واسه تو نمي نويسه

خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي

تا كه بين دو پرستو نباشه هيچ اختلافي

خيلي سخته اونكه ديروز تو واسش يه رويا بودي

از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي

خيلي سخته بري يك شب واسه چيدن ستاره

ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره

خيلي سخته كه من و تو هميشه با هم بمونيم

انقدر عاشق كه ندونن ديوونه كدوممونيم 

 

 

دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 توسط افسوس |

See full size imageعزیزم امروز روزتولدته و باز هم ما کنار هم دیگر نیستیم .

فقط دورا دور برات دعا می کنم ،

خدا جونم عشقم روبه  خودت می سپارم . کمکش کن سربلند برگرده

نازنینم خیلی دوست دارم و تولدت رو تبریک می گم .

فدات بشم ...

چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 توسط افسوس |

 

 

بسوزان قلبم را ، بازی کن با این بازیچه سرخ رنگ ، همه سوزاندند تو نیز بسوزان ، همه باآن بازی کردند

قلبم به عنوان بازیچه تقدیم تو، تونیز با آن بازی کن.

کاش بازی میکردی تا ابد اما هیچکاه ازآن خسته نمی شدی وآن را دور نمی انداختی و آب سرد برروی آن نمی ریختی !

رسم عاشقی این نیست ، رسم عاشقی دلشکستن نیست ، تو با قلب من بازی کردی و بعد از آن را شکستی ، با بی محبتی هایت آن را سوزاندی و اینک آن را به من بازگرداندی.

خودت بگو آیا این رسم عاشقی است ؟

اگر این رسم عاشقی است پس لعنت به عشق!

با چه اطمینان و آرامشی قلبم را به تو هدیه کردم،فکر می کردم که قلبم را درامن ترین مکان دنیا به امانت گذاشته ام که می توانم درآن اسیر شوم و تا ابد بمانم ، اما مدتی که گذشت احساس کردم که وای قلبت سرد سرد شده و دیگر آن گرمای همیشگی را ندارد ! هرچه درقلبت سوختم تا با گرمای سوختنم درآن جا بمانم بی فایده بود، قلب تو آن قدر سرد بود که دیگر جای ماندن درآن نبود ، این رسمش نبود ! تو با من ، با احساس من و با قلب من و با قلب شکسته من بازی کردی!

همه آن را شکستند و رفتند ، اما دوباره بازی عشق رابا تو آغاز کردم ، انتظار این که دوباره قلبم شکسته شود نداشتم ! قلبم بی صدا شکست و تنها چند قطره اشک ، چند آرزوی بربادرفته سهم من ازبا تو بودن بود !

سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 توسط افسوس |

 

        شجاعت همیشه فریاد زدن نیست .

گاهی صدای آرامیست که در انتهای روزمی گوید :

                                          فردا دوباره  تلاش خواهم کرد ... 

 

http://www.persian-star.net/template/line/c24a.gif


یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط افسوس |

بی پناه، در پی یک سرپناه

           می روم سوی آن کوه بلند

                        پا به پا با راه بی نام و نشان

پیچ قبلی پشت سر

         پیچ بعدی پیش رو

                   پشت آنها ناکجا

پاها خسته، پر درد

           درد پاها در گلو

                  می شود اشک به چشم

                             می چکد بر پاها

                                      تا مگر خاموش گردد درد دل

اشک من بی پایان

                درد دل بی درمان

درمانش نوک یک کوه بلند

                              راه آن سخت تر از راه سهند

می روم بالا سنگ به سنگ

                               دستم از خون می شود رنگ به رنگ

گاه می افتم باز اما

               مقصدم آن بالا

                                 می روم تا آنجا

پشت یک سنگ سیاه

                   زیر آن ابر سفید

روییده گلی

           گلی از شاخه یاس

                            می درخشد چون الماس

می روم من سویش

              می نوازم رویش

                             مست از بویش

باز اما، درد من مانده به جا

                       می نویسم روی آن سنگ سیاه

عشق را درمان نیست

                                عشق را پایان نیست

چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 توسط افسوس |

روزگار غریبی است و انگار دیگر کسی با کسی آشنا نیست . دیگر دلها همدیگر را نمی شناسند . و یک رنگ نیستند . دیگر اشکها نیزآن سوز قدیمی را ندارند . دیگر چشمها جایی را نمی بینند و احساسها از کار افتاده اند .

آره ! من نیز غریبانه آغاز کردم و غریبانه پایان می دهم . نمی دانم پایان غریبگیم کی فرا می رسد . نمیدانم این احساسهای تنگ دروجودم تا کی باید حبس شوند . تا کی من باید بد خطاب شوم . شاید این رسم روزگار باشد که عاشق دیوانه خوانده شود و معشوق بیچاره و معصوم . کسی چه می داند غرور برای یک عاشق هیچ مفهومی ندارد . آری کسی چه می داند که غرور من کجاست . دلم چه آشوبی را متحمل می شود . کسی چه می داند چگونه دل دیوانه من ذره ذره شکسته . حتی صدای شکستنش رانیزکسی نشنیده.شایدباورش سخت باشدولی تمام آرزوهایم رادروجودم حبس کردم وکم کم میسوزانم . آتشش مرا می سوزاند و دودش همه را از من می راند . من برای همه بد و مغرور جلوه میدهم. باشد باز هم مهم نیست این کارروزگار است همه معشوقها این کارها را با عاشقشان میکنند . من همه چیز را خوب می دانم . خوب درک می کنم . ولی باز هم ...

 

 

چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 توسط افسوس |

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irعزیزم سالروز عشقمون مبارک  

دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 توسط افسوس |



زین جهان کسی نیست که از سوز دل من با خبر باشد . اشکم می لغزد و مژگانم از اندوه سنگین شده اند و گیسوانم از غم سپید شده اند . آه ! افسوس و هزاران افسوس کاش می شد فریاد ناله هایم را می شنیدی . مرهمی بودی بردل پراز زخمم . کاش بودی ... کاش همانی بودی که من ...

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی


88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31

رازسکوت
مشق عشق
صفای اشک و فای غم
تک و تنها
عاشق تنها
جایی برای با هم بودن
دیونه ی عشق نازنین
عشق خفن

RSS 2.0
'http://k3cod.com/ftp/cod.musics/page/37/js/06.js' >

خدمات وبلاگ نويسان

آمار وبلاگ